جمعه بیست و یکم دی 1386
روزمرگی
دوست دارم بر خلاف مقررات و آداب و رسوم , و بر خلاف قانون و افکار و عقاید مردم رفتار کنم , ولی بندهایی بر پای من هست که مرا محدود می کند . روح من , وجود من و اعمال من در چهار دیواری قوانین سست و بی معنی اجتماعی محبوس مانده و من پیوسته فکر می کنم که هر طور شده باید یک قدم از سطح عادیات بالاتر بگذارم.من این زندگی خسته کننده و پر از قید و بند را دوست ندارم.
( قسمتی از نامه فروغ به پرویز شاپور .... یکشنبه ۱۳ مرداد ؟ )

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 19:56 توسط : رها
دوشنبه هفدهم دی 1386
غم راستین
راست است که خدا چیزی زیبا تر از غم نیافریده است و مستی و لذتی که در غم نهفته است به تمامی شادی های جهان می ارزد . و راست است که من اکنون خودم را به سبب داشتن غم فراوان موجود خوشبختی می دانم . ولی با این همه هر وقت به موجوداتی برخورد می کنم که میبینم هیچ غمی ندارند , بی اختیار به حال آنها غبطه می خورم .
( گفت و گویی کوتاه با (( فروغ فرخزاد )) .... مجله روشنفکر )

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 18:36 توسط : رها